مقالات تخصصی رشته حسابداری

Competition in the Audit Market: Policy Implications

 دانلود متن کامل مقاله

Joseph Gerakos

Chad Syverson 

:Abstract:  
The audit market's unique combination of features – its role in capital market transparency, mandated demand, and concentrated supply – means it receives considerable attention from policymakers. We explore the effects of two market scenarios that have been the focus of policy discussions: a) further supply concentration due to one of the "Big 4" auditors exiting and b) mandatory audit firm rotation. To do so, we first estimate publicly traded firms' demand for auditing services, treating services provided by each of the Big 4 as differentiated products. We then use those estimates to calculate how each scenario would affect client firms' consumer surplus. We estimate that, conservatively, exit by one of the Big 4 would reduce client firms' surplus by $1.2-1.8 billion per year. These estimates reflect only firms' lost options to hire the exiting auditor; they do not include the likely fee increases resulting from less competition among auditors. We calculate that the latter could result in audit fee increases between $0.3-0.5 billion per year. Such losses are substantial; by comparison, total audit fees for public firms were $11 billion in 2010. We find similarly large impacts from mandatory audit firm rotation, estimating consumer surplus losses at approximately $2.4-3.6 billion if rotation was required after ten years and $4.3-5.5 billion if rotation was mandatory after only four years.

 

رقابت در بازار حسابرسی: پیامدهای سیاست

ترکیب منحصر به فرد بازار حسابرسی از ویژگی های چون نقش آن در شفافیت بازار سرمایه، تقاضای اجباری و عرضه متمرکز باعث شده تا  سیاست گذاران به آن توجه شایانی داشته باشند. ما به بررسی اثرات دو سناریو در بازار می پردازیم که بر بحث تصمیمات سیاسی تمرکز می کنند.الف) تمرکز عرضه بیشتر توسط یکی از 4 شرکت بزرگ حسابرسی موجود و ب) تعویض اجباری حسابرس. برای انجام این کار، ما ابتدا تقاضای شرکت های سهامی عام برای خدمات حسابرسی را براورد می کنیم، و خدمات ارائه شده توسط هر یک از 4 شرکت بزرگ حسابرسی به عنوان محصولات متفاوت درنظر می گیریم. سپس ما با استفاده از این تخمین ها محاسبه می کنیم که چگونه هر سناریو بر مازاد مصرف شرکت های مشتری تاثیر می گذارد. ما به طور محافظه کارانه تخمین می زنیم که خروج هر یک از 4 شرکت بزرگ حسابرسی، سود شرکت های مشتری 1.2-1.8 میلیارد دلار در سال را کاهش دهد. این برآوردها تنها نشان دهنده افزایش هزینه به علت کاهش آزادی عمل شرکتها در انتخاب حسابرسان است و به احتمال زیاد شامل افزایش دستمزد ناشی از رقابت کمتر در میان حسابرسان نمی باشد. محاسبات ما نشان می دهد رقابت کمتر بین حسابرسان می تواند افزایش  بین 0.3-0.5 میلیارد دلار در هر سال را برای هزینه های حسابرسی داشته باشد. چنین ضرر و زیان هایی در مقایسه با هزینه کل حسابرسی شرکت های سهامی عام ( 11 میلیارد دلار در سال 2010) قابل توجه هستند.ما اثرات مشابه معناداری را نیز برای تعویض اجباری حسابرس پیدا کردیم. برآوردهای ما نشان می دهد اگر تعویض حسابرس پس از ده سال اجباری باشد، هزینه های مشتریان در حدود 2.4-3.6 میلیارد دلار و اگر تعویض حسابرس تنها پس از چهار سال اجباری باشد هزینه های مشتریان در حدود 4.3-5.5 میلیارد دلار افزایش می یابد.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 10:58  توسط صادق قربانی  | 

The Relation Between Auditors’ Fees for Non-Audit Services and Earnings Management

 Richard M. Frankel

 Marilyn F. Johnson

 Karen K. Nelson  

 متن کامل مقاله به زبان انگلیسی

Abstract: This paper examines whether auditor fees are associated with earnings management and the market reaction to the disclosure of auditor fees. Using data collected from proxy statements, we present evidence that non-audit fees are positively associated with small earnings surprises and the magnitude of discretionary accruals, while audit fees are negatively associated with these earnings management indicators. We also find evidence of a negative association between non-audit fees and share values on the date the fees were disclosed, although the effect is small in economic terms.

رابطه بین حق الزحمه حسابرس برای سایر خدمات حسابرسی و مدیریت سود

خلاصه: این مقاله به بررسی همگرایی بین حق الزحمه حسابرس و مدیریت سود و همچنین به بررسی واکنش بازار به افشای حق الزحمه حسابرس می پردازد. با استفاده از داده های جمع اوری شده، ما شواهدی ارائه می دهیم که نشان می دهد بین حق الزحمه سایر خدمات حسابرسی و میزان اقلام تعهدی رابطه مستقیم، و بین حق الزحمه سایر خدمات حسابرسی و سود غیرمنتظره یک رابطه معکوس وجود دارد. در حالی که بین حق الزحمه حسابرس و مدیریت سود رابطه معکوس وجود دارد. ما همچنین دریافتیم که بین حق الزحمه سایر خدمات حسابرسی و ارزش سهام در تاریخ اعلام حق الزحمه یک رابطه معکوس وجود دارد. اگر چه این رابطه بسیار ضعیف است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 9:57  توسط صادق قربانی  | 

Taking the Mystery out of the Cash Flow Statement: A Simplified Implementation of the Indirect Method
Carlos A. De Mello e Souza

متن کامل مقاله به زبان انگلیسی

Abstract:     
A drawback of the indirect method of presenting the statement of cash flows is that it requires knowledge of a myriad of special adjustments to income. Compounding the problem, current descriptions of the method are incomplete, confusing and often incorrect. I propose a simplified implementation of the indirect method that is applicable to any set of transactions, under any accounting environment, and can be written as a computer program. In order to demonstrate this implementation, I have used data from Amazon.com's 2002 annual report to shareholders.

کشف راز و رمزهای صورت جریان وجوه نقد: یک مثال ساده از روش غیرمستقیم

خلاصه: یکی اشکال های ارائه صورت جریان وجوه نقد به روش غیرمستقیم این است که این روش مستلزم آگاهی از اصلاحات بی شمار در سود می باشد. ناقص بودن توضیحات موجود برای این روش، مشکل را پیچیده تر کرده و باعث گیج شدن و به اشتباه افتادن تهیه کنندگان این صورت مالی می شود. من یک راه ساده را برای انجام روش غیرمستقیم پیشنهاد می کنم که می توان آن را برای کلیه معاملات و در هر سیستم حسابداری به کار برد و در ضمن می توان به عنوان یک برنامه کامپیوتری نیز استفاده شود. برای مثال من از داده های گزارش مالی سالانه سال 2002 سایت آمازون استفاده کرده ام.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 12:0  توسط صادق قربانی  | 

Equivalence between Discounted Cash Flow (DCF) and Residual Income (RI)

Joseph Tham

Tran Viet Thang

متن کامل مقاله به زبان انگلیسی

Abstract:     
Recently, the residual income (RI) model has become very popular in valuation because it purports to measure "value added" by explicitly taking into account the cost for capital in the income statement. Some proponents of the residual income approach have even suggested that the RI model is superior to the discount cash flow (DCF) method and consequently, the DCF model should be abandoned in favor of the RI model. The residual income model is seductive because it purports to provide assessments of performance at any given point in time. The claim that the RI model is superior to the DCF model in valuation is puzzling because the RI model is simply an interesting algebraic rearrangement of the DCF model. Since the same information is used in both models, it is not unexpected that both models should give the same valuation results.

In this paper, I examine the idea that the residual income model is superior to the discounted cash flow model. Using a simple numerical example, I show that in a M & M world, the two approaches to valuation are equivalent. In practice, the choice between the two valuation methods will be determined by the ease with which the relevant information is available.

تشابه بین جریان های نقدی تنزیل شده و سود باقیمانده

خلاصه: در سال های اخیر، مدل سود باقیمانده به مدلی محبوب در ارزشیابی تبدیل شده چرا که مقصود کلی این روش اندازه گیری ارزش افزوده به وسیله نشان دادن هزینه سرمایه در صورتحساب سود و زیان است. برخی از طرفداران مدل سود باقیمانده حتی پیشنهاد داده اند که با توجه به برتری مدل سود باقیمانده به مدل جریان های نقدی تنزیل شده، باید استفاده از مدل جریان نقدی تنزیل شده را منسوخ اعلام کرد. مدل سود باقیمانده ظاهری بسیار جذاب دارد چرا که این مدل معیاری برای ارزیابی عملکرد در هر زمان ارائه می کند. ادعای برتری مدل سود باقیمانده نسبت به مدل جریان های نقدی تنزیل شده هنوز اثبات نشده است چرا که مدل سود باقیمانده تنها یک بازآرایی جبری جذاب از مدل جریان های نقدی تنزیل شده است. از آنجا که اطلاعات یکسانی در هر دو مدل استفاده می شود، غیرمنتظره نیست که هر دو مدل به نتایج مشابهی ختم شوند.

در این مقاله، عقیده برتری مدل سود باقیمانده نسبت به مدل جریان های نقدی تنزیل شده مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از یک مثال عددی ساده، نشان داده ام که این دو مدل ارزشیابی به نتایج یکسانی می رسند. در عمل، انتخاب میان این دو مدل به در دسترس بودن اطلاعات مورد نیاز هرکدام از مدل ها بستگی دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 11:44  توسط صادق قربانی  | 

Company valuation methods. The most common errors in valuations

Pablo Fernández

متن کامل مقاله به زبان انگلیسی

Abstract:     
In this paper, I describe the four main groups comprising the most widely used company valuation methods: balance sheet-based methods, income statement-based methods, mixed methods, and cash flow discounting-based methods. The methods that are conceptually correct are those based on cash flow discounting. I briefly comment on other methods since - even though they are conceptually incorrect - they continue to be used frequently.

I also present a real-life example to illustrate the valuation of a company as the sum of the value of different businesses, which is usually called the break-up value.

I finish the paper showing the most common errors in valuations: a list that contains the most common errors that the author has detected in the more than one thousand valuations he has had access to in his capacity as business consultant or teacher.

روش های ارزشیابی شرکت. مهمترین اشتباهات در ارزشیابی

خلاصه: در این مقاله ما 4 روش اصلی ارزشیابی شرکت ها که به صورت گسترده مورد استفاده قرار می گیرند را توضیح می دهیم: روش مبتنی بر ترازنامه، روش مبتنی بر صورت سود و زیان، روش مشترک و روش مبتنی بر جریان های نقدی تنزیل شده. تمامی این روش ها صحیح بوده و بر مبنای جریان های نقدی تنزیل شده می باشند. در ضمن ما به طور خلاصه روش هایی را بررسی می کنیم که اگرچه اصولا اشتباه هستند ولی هنوز به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرند.

من همچنین با استفاده از یک مثال واقعی، ارزشیابی یک شرکت را به عنوان مجموعی از ارزش کسب و کارهای مختلف آن شرکت (که معمولا ارزش اسقاط نامیده می شود) توضیح می دهم.

در پایان مقاله ما به اشتباهات متداول در ازشیابی شرکت ها اشاره می کنیم: لیستی که شامل اشتباهات متداولی است که نویسنده در بیش از هزار ارزشایبی که به عنوان معلم یا مشاور حضور داشته، با آنها برخورد کرده است.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 20:34  توسط صادق قربانی  | 

The Usefulness of Direct and Indirect Cash Flow Disclosures

Greg Clinch

Baljit Sidhu

Samantha Sin

متن کامل مقاله به زبان انگلیسی

Abstract:     
We investigate the ability of disclosed operating cash flow and indirect accruals components to explain annual returns for a sample of Australian firms. Consistent with claims made by accounting standard setters, we find evidence of significant explanatory power for disclosed operating cash flow components beyond aggregate operating cash flows when they also have significant incremental predictive power for future (one year ahead) operating cash flows. Accrual components also have incremental explanatory power for returns. In addition, we find evidence of significant explanatory power for operating cash flow components beyond estimates of the components (based on other financial statement disclosures) for firms with large differences between disclosed and estimated components.

سودمندی افشای جریان نقدی مستقیم و غیر مستقیم

خلاصه: ما در این مقاله با استفاده از نمونه ای متشکل از داده های شرکت های استرالیایی، توانایی جریان های نقدی عملیاتی افشا شده و اجزای تشکیل دهنده اقلام تعهدی غیرمستقیم برای تفسیر بازده سالانه را مورد بررسی قرار داده ایم. در تایید عقاید تنظیم کنندگان استانداردهای حسابداری، نتایج ما نشان داد قدرت تفسیری اجزای جریان های نقدی عملیاتی افشا شده بیشتر از جریان نقدی عملیاتی انباشته می باشد و توانایی آنها نیز به صورت با اهمیتی برای پیش بینی جریان های نقدی عملیاتی آتی (یک سال بعد) بیشتر است. اجزای تشکیل دهنده اقلام تعهدی نیز قدرت تفسیر اضافی برای بازده دارند. علاوه بر این، نتایج ما نشان داد در شرکت هایی که تفاوت زیادی بین اجزای جریان های نقدی عملیاتی افشا شده و برآورد شده است،  قدرت تفسیر اجزای جریان های نقدی عملیاتی بیشتر قدرت تفسیر این اجزا به صورت برآورد شده (بر مبنای سایر صورت های مالی منتشره) است.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 20:26  توسط صادق قربانی  | 

The Development of Voluntary Cash Flow Statements in Germany and the Influence of International Reporting Standards

Christian Leuz

متن کامل مقاله به زبان انگلیسی

Abstract:     
This paper studies the incentives of German firms to voluntarily disclose cash flow statements over time. While cash flow statement is mandated under many GAAP regimes, its disclosure has not been mandatory in Germany until recently. Nevertheless, an increasing number of firms provide cash flow statements voluntarily. These firms are likely to be influenced by recommendations of the German accounting profession, IAS 7 as well as the respective standards of other countries. The idea of the paper is to study this influence by looking at the adoption pattern over time and the format of the cash flow statement. It documents the development of voluntary cash flow statement disclosures by German firms with respect to "milestones" in the evolution of German professional recommendations and respective international standards. The cross-sectional determinants of voluntary (international) cash flow statements are analyzed using probit regressions and factor analysis. The results are generally consistent with the idea that capital-market forces drive the disclosure of cash flow statements that are in line with international reporting practice.

گسترش ارائه اختياري صورت جريان وجه نقد در آلمان و تاثير استانداردها گزارشگري بين المللي

خلاصه: اين مقاله انگيزه شركت هاي آلماني را براي افشاي اختياري صورت جريان وجه نقد را در طول زمان مورد مطالعه قرار مي دهد. زماني كه طبق اصول پذيرفته شده حسابداري بسياري از كشورها، ارائه صورت جريان وجوه نقد اجباري بود، در آلمان هنوز طبق قانون الزامي براي ارائه صورت جريان وجه نقد وجود نداشت. با اين حال، تعداد قابل توجهي از شركتها به صورت اختياري صورت جريان وجه نقد را ارائه مي كردند. اين شركت ها به احتمال زياد تحت تاثير پيشنهادات اعضاي حرفه حسابداري آلمان، اسندارد حسابداري بين المللي شماره 7 و همچنين استانداردهاي مربوطه در ساير كشورها صورت جريان وجه نقد را ارائه مي كردند.  اين مقاله با استفاده از الگوي پذيرش در طول زمان و شكل صورت جريان وجه نقد به بررسي اين تاثير مي پردازد. اين مقاله بررسي ارائه اختياري صورت جريان وجه نقد به وسيله شركت هاي آلماني را با توجه به "نقاط عطف" در تکامل حرفه ای توصیه های حرفه حسابداري آلمان و استانداردهای بین المللی مربوطه انجام داد. دترمينان برش مقطعي از ارائه اختياري صورت هاي جريان وجه نقد (بين المللي) با استفاده از رگرسيون پروبيت و تجزيه و تحليل عوامل مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج اين تحقيق نشان داد فشار بازار سرمايه محركي براي افشاي صورت جريان وجه نقد همگام با شيوه گزارشگري بين المللي بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 12:43  توسط صادق قربانی  | 

Financial Accounting and Corporate Behavior

David I. Walker

متن کامل مقاله به زبان انگلیسی

Abstract: The power of financial accounting to shape corporate behavior is underappreciated. Positive accounting theory teaches that even cosmetic changes in reported earnings can affect share value, not because market participants are unable to see through such changes to the underlying fundamentals, but because of implicit or explicit contracts that are based on reported earnings and transaction costs. However, agency theory suggests that accounting choices and corporate responses to accounting standard changes will not necessarily be those that maximize share value. For a number of reasons, including the fact that executive compensation often is tied to reported earnings, managerial preferences for high earnings generally will exceed shareholder preferences, leading to share value reducing tradeoffs between reported earnings and net cash flows. The empirical literature on the details of positive accounting theory is mixed, but the evidence firmly establishes the power of accounting to shape corporate behavior.

The power of accounting and the divergence of interests have many implications for courts and policy makers. For example, consideration of proposals to increase conformity between tax and financial accounting rules as a means of combating tax sheltering and/or artificial earnings inflation must take into account the incentive properties of accounting standards and recognize that narrowing the gap between tax and book income will have economic consequences, however the gap is narrowed. This Article considers this and other implications of the behavioral effects of accounting standards, including the possibility of setting accounting standards instrumentally as a means of regulating corporate behavior, an alternative to tax incentives, mandates, or direct subsidies.

حسابداري مالي و رفتار شركتي

خلاصه: نقش حسابداري مالي در شكل دادن به رفتار شركتي تاكنون مورد توجه قرار نگرفته است. تئوري اثباتي حسابداري به ما آموخته است كه حتي تغييرات صوري در سود گزارش شده هم مي تواند ارزش سهام را تحت تاثير قرار دهد، و دليل اين امر را نه در عدم توانايي ذينفعان بازار سهام در تشخيص كامل اين گونه تغييرات، بلكه بايد در قراردادهايي جستجو كرد كه مستقيم يا غيرمستقيم تحت تاثير سود گزارش شده و هزينه هاي معاملات هستند. به هر حال تئوري نمايندگي نشان داده كه انتخاب هاي حسابداري و پايبندي شركت ها به تغييرات در استانداردهاي حسابداري لزوما باعث به حداكثر رسيدن ارزش سهام نمي شود. برخي دلايل مانند گره خوردن پاداش مديريت با سود گزارش شده و همچنين تمايل بيشتر مديران نسبت به سهامداران براي بيشتر نشان دادن سود، ممكن است باعث شوند تا با توجه به دو عامل سود گزارش شده و جريان هاي نقدي، ارزش سهام كاهش يابد. ادبيات تجربي در مورد جزئيات تئوري اثباتي حسابداري به نتيجه قطعي نرسيده است اما شواهد محكمي از توانايي حسابداري مالي براي شكل دادن رفتار شركتي وجود دارد.

قدرت حسابداري و تضاد منافع كاربردهاي زيادي براي قانون گذاران دارد. براي مثال، در مورد پيشنهادهايي كه براي انطباق بيشتر قوانين حسابداري مالي و حسابداري مالياتي به عنوان ابزاري براي مبارزه با فرارهاي مالياتي و/يا افزايش غيرواقعي سود مي شود بايد ويژگي هاي انگيزشي استانداردهاي حسابداري را مدنظر قرار داشت كه كم كردن فاصله بين سود مالياتي و سود دفتري ممكن است پيامدهاي اقتصادي داشته باشد، البته اين فاصله كم شده است. اين مقاله اين موضوع و ساير آثار رفتاري استانداردهاي حسابداري شامل امكان تنظيم استانداردهاي حسابداري به عنوان ابزاري براي تنظيم رفتار شركتي، جايگزيني براي مشوق هاي مالياتي، احكام قانوني يا يارانه هاي مستقيم  را بررسي مي كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 10:40  توسط صادق قربانی  | 

Accounting Information, Capital Investment Decisions, and Equity Valuation: Theory and Empirical Implications

Guochang Zhang

متن کامل مقاله به زبان انگلیسی 

Abstract:This study develops an accounting-based valuation model in a setting where firms have the flexibility to expand or discontinue operations (real options). The model is used to examine the role of accounting earnings and book value in equity valuation and to explore cross-sectional differences in the behavior of the valuation function. Unlike prior studies (such as Ohlson 1995 and Feltham and Ohlson 1995) where capital investments are either unspecified or exogenously given, capital investment decisions in this model are made contingent on the firm's operating profitability and growth opportunities. Valuation requires first forming beliefs about future capital investments, and then valuing cash flows to be generated from invested assets. Current earnings and book value provide vital information both for forming beliefs about future investments and for forecasting cash flows. With real options, the valuation function emerges as convex, not linear. Specifically, equity value is an increasing and convex function of earnings, for any given book value, but it can be either increasing in, insensitive to, or decreasing in book value, depending on the firm's profitability and growth opportunity. The model leads to predictions regarding the relative importance of earnings versus book value in value determination and how this relative importance varies across firms. It also rationalizes the "anomalous" association between stock prices and negative earnings found in empirical studies (which is due to regression model misspecification). The study further shows how conservative accounting affects the characteristics of earnings and book value, and provides hypotheses regarding how accounting conservatism influences the properties of the valuation function. The predictions of the model are generally consistent with the evidence reported in empirical studies. Implications for empirical research are discussed.

اطلاعات حسابداري، تصميم هاي سرمايه گذاري بلندمدت، و ارزيابي حقوق صاحبان سهام

خلاصه: اين مقاله به بسط يك مدل ارزيابي با استفاده از داده هاي حسابداري در نظامي مي پردازد كه قابليت انعطاف براي توسعه يا توقف عمليات (اختيار واقعي) وجود دارد. اين مدل براي بررسي نقش سود حسابداري و ارزش دفتري در ارزيابي حقوق صاحبان سهام و همچنين براي پيدا كردن تفاوت هاي روش برش مقطعي در رفتار تابع ارزيابي استفاده مي شود. بر خلاف مطالعات قبلي كه سرمايه گذاري هاي بلندمدت نامشخص و يا مربوط به عوامل خارجي بودند، در اين مدل تصميم هاي سرمايه گذاري بلندمدت مشروط به قابليت سوداوري عمليات شركت و فرصت هاي رشد مي باشد. در مرحله اول ارزيابي مستلزم شكل دادن به باورها درباره سرمايه گذاري هاي بلندمدت آتي و سپس ارزيابي جريان نقدي حاصله از دارايي هاي سرمايه گذاري شده است. سود جاري و ارزش دفتري اطلاعات اساسي درمورد شكل دهي به باورهاي موجود درباره سرمايه گذاري هاي آتي و پيش بيني جريان هاي نقدي مهيا مي كنند. به دليل وجود اختيارات واقعي، تابع ارزيابي خطي نبوده و به صورت منحني در مي آيد. ارزيابي حقوق صاحبان سهام تابعي محدب و افزايشي از سود حسابداري (براي هر ارزش دفتري) است، اما نسبت به ارزش دفتري بسته به سوداوري شركت و فرصت هاي رشد مي تواند افزايشي، كاهشي يا غيرحساس باشد. اين مدل بر اهميت نسبي سود در تعيين ارزش را نسبت به ارزش دفتري تاكيد كرده و چگونگي تفاوت اين اهميت نسبي را در بين شركت هاي مختلف نشان مي دهد. اين مدل همچنين همگرايي غيرعادي بين قيمت سهام و سود منفي يافت شده در تحقيقات تجربي را توجيه مي كند (كه به دليل خطاي تصريح مدل رگرسيون مي باشد).  اين تحقيق همچنين نشان مي دهد كه چگونه حسابداري محافظه كارانه سود و ارزش دفتري را تحت تاثير قرار مي دهد و فرضيه اي در ارتباط با چگونگي تاثير حسابداري محافظه كارانه بر ويژگي هاي تابع ارزيابي را مطرح مي كند. نتايج مدل با نتايج تحقيقات تجربي ديگر سازگار است. نتايج اين تحقيق مورد بحث قرار گرفته است.     

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 14:26  توسط صادق قربانی  | 

Doing qualitative field research in management accounting: positioning data to contribute to theory

THOMAS AHRENS

CHRISTOPHER S. CHAPMAN

متن كامل مقاله به زبان انگليسي

Abstract

In this paper we argue that theory, method, methodology, and knowledge gains in qualitative field studies are intertwined through the ongoing hypothesis development in the field. We develop our argument through a discussion of specific qualitative field studies in management accounting. We emphasis in particular the distinctive role of theory in qualitative research as relating to expression of a subjective reality more than clarification of an objective one. In considering this subjectivity we discuss the ways in which the doing of qualitative research brings to bear discipline on the researcher allowing us to assess the trustworthiness of their accounts. The intention is to develop a more appropriate basis for judging the plausibility of qualitative field studies than notions borrowed from positivistic methodology.

انجام پژوهش هاي ميداني كيفي در زمينه حسابداري مديريت: مكان يابي به منظور كمك به تئوري

خلاصه: در اين مقاله ما درباره اين موضوع بحث مي كنيم كه تئوري، روش، روش شناسي و دستاوردهاي علمي در پژوهش هاي ميداني كيفي به واسطه توسعه فرضيه هاي جاري در هم پيچيده شده اند. ما در ادامه بحث خود را بر مطالعه پژوهش هاي ميداني كيفي در زمينه حسابداري مديريت متمركز مي كنيم. ما بيشتر بر نقش متمايز تئوري در پژوهش هاي كيفي تاكيد مي كنيم كه نقش تئوري در اين پژوهش ها بيشتر از آن كه توضيح يك هدف خاص باشد، در حقيقت بيان يك حقيقت ذهني است. با در نظر گرفتن اين ذهنيت است كه ما به بحث درباره راه هايي مي پردازيم كه انجام پژوهش كيفي نظم و انضباطي را براي پژوهشگر به ارمغان مي آورد كه اين نظم و انضباط به ما اجازه ارزيابي قابليت اعتماد گزارش پژوهشگر را مي دهد. هدف از اين كار اين است كه نسبت به مفاهيم قرض گرفته شده از روش شناسي اثبات گرا، مبناي مناسب تري براي قضاوت درباره معقول بودن پژوهش هاي ميداني كيفي توسعه دهيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 9:23  توسط صادق قربانی  |